عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

241

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

علوفه نمىرويد و درخت از قبيل بادام و بنه و حطّ كه درختى است بسيار سخت و شرح آن در ضمن راه سرحدّ به جالق گذشت بسيار است . و اين كوه را هماند مىنامند و در آن خرس و پلنگ و گرگ و كفتار و شكار [ 273 ] كوهى و كبك و تيهو بسيار است و در دامنهء آن ايلات طوايف حنبلى مسكن دارند . سرترونان 435 بالجمله از چشمهء مانش تا سرترونان سه فرسنگ [ است ] و همه‌جا در كف همان رودخانه سير مىكند و اطراف راه درمشو و بون و كلته و ترات بسيار است . سرترونان ابتداى زه رودخانهء كنارو [ و ] وجه تسميهء آن معلوم است و در آنجا چشمه‌اى است در گودى واقع و آب آن شيرين و گوارا [ است ] و به‌حدّى است كه ده هزار نفر را هم آب مىدهد و در تنگهء رودخانه واقع [ است ] كه اگر سيل حركت كند بالمرّه عبورومرور به فهرهو « 1 » ممكن نيست و در اين نقطه به ضميمهء علوفهء سابق الذكر گشير هم پيدا مىشود و گشير علفى است شبيه به بادام كوهى و شتر آن را مىخورد . علف گشير 436 از سر ترونان تا سر فهرهو پنج فرسنگ [ است ] و خطش به شرق ، اندك مايل به شمال سير مىكند رو به فراز و سنگلاخش زياد و تمامش در كف رودخانه و كوههاى دو طرف رودخانه خيلى نزديك [ است ] و راه طورى تنگ مىشود كه خطّ راه منحصر به فرد و عبورش به نهايت دشوارست . و از اينجا به بالا رودخانه همه وقت زه و آب دارد و علوفهء شتر در اين نقاط منحصر است به گشير ، ولى علف اسب و اولاغ و قاطر از قبيل درمشو و پوتار و بون و كلته بسيار است . گدار چب - چشمهء گز لنگ 437 و همين‌كه سه فرسخ بگذرى به گدار چب مىرسد كه منبع و ابتداى رودخانهء كنارو است و در سر گدار چشمه‌اى است در وسط جادّه موسوم به چشمهء گز لنگ . آبش گوارا و خيلى كم است و از اينجا تا فهرهو راه سراشيب و قريب يك فرسخ و نيم است و همه‌جا اطراف راه [ 274 ] از همان علوفهء سابق الذكر زياد [ ست ] و كبك و

--> ( 1 ) - پيش ازين ( سه صفحه قبل ) فهرو ذكر شده بود . در نقشهء تفرشى : سرفهره .